خدا


در روزهای کهن هنگامی که نخستین لرزش سخن به لبهایم آمد از کوه مقدس بالا رفتم

و با خدا گفتم"خداوندگارا من بنده توام.اراده ی پنهان تو قانون من است و تا ابد تو را فرمان بردارم"



اما خدا پاسخی نداد و مانند طوفانی سهمگین گذشت.



آنگاه پس از هزار سال از کوه مقدس بالا رفتم

 و باز با خدا گفتم" آفریدگارا من آفریده توام. تو مرا از گل ساختی و من همه چیز را از تو دارم."



اما خدا پاسخی نداد و مانند هزار بال تیزپرواز گذشت.



آنگاه پس از هزار سال باز از کوه مقدس بالا رفتم

و با خدا گفتم" ای پدر من فرزند توام تو با رحمت ومحبت مرا به دنیا آوردی. ومن با محبت و عبادت ملکوت تو را به ارث می برم."



اما خدا پاسخی نداد و مانند مهی که تپه های دور دست را می پوشاند گذشت.



آنگاه پس از هزار سال باز از کوه مقدس بالارفتم

و با خدا گفتم " ای  خدای من، ای آرمان و سرانجام من، من دیروز توام و تو فردای منی. من ریشه توام در خاک و تو گلاله منی در آسمان، و ما با هم در برابر خورشید می بالیم"

 

 

آنگاه خدا بر من خمید و در گوشم سخنان شیرینی به نجوا گفت،

و مانند دریایی که جویباری را در بر می گیرد مرا در بر گرفت.

و هنگامی که به دره ها و دشت ها فرودآمدم خدا هم آنجا بود.

 

جبران خلیل جبران

/ 50 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام الان موقع امتحانات هست بعد از امتحانات میان می ترکونن دعا کن واسه ترم آخری ها[نیشخند]

ملیحه

متن های ریبایی را انتخاب می کنید [گل][لبخند]

[گل]

girlsea

[گل] بارالها برای همسایه ای که نان مرا ربود...نان برای دوستی که قلب مرا شکست...مهربانی برای آنکه روح مرا آزرد.... بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم

سارا

سلام دوست خوبم بی اندازه ممنونم [گل] همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.

شادی

بوی مهربانی می اید ، در کجا ایستاده ای ؟؟؟ در مسیر باد !!! تولد حضرت فاطمه زهرا بر شما مبارک با آرزوی بهترین ها برایت... منتظر حضور پر مهرتون هستم

و خدایی که در این نزدیکیست.....

نظرات پستهای قبلی تون رو تو این پست گذاشتین زیاد دنبال مقبولیت عمومی نباشید با خوب بودن واقعی خود به خود با این امر میرسید خدا از قلب ما اگاه هست اقا سبحان